ثبت شرکت  ثبت شرکت  ثبت شرکت  ثبت شرکت
 مقالات

خشونت چیست؟

خشونت نوعی اعمال نیروی فیزیکی یا احساسی بر فرد، گروه و یا یک اجتماع با نیت زیان رساندن و یا تخریب نمودن می‎باشد. خشونت در محیط کار امری شایع در میان پرسنل یک شرکت یا سازمان بوده که همواره موجب نگرانی بخش مدیریت می‎شود. خشونت در محل کار موضوعی است که اگر برای آن چاره جویی نشود، موجب ترویج نوعی الگوی رفتاری نامناسب در سازمان و در نتیجه کاهش راندمان کاری و در برخی موارد فروپاشی شرکت می‎شود. لازم به ذکر است که باید میان خشونت در محیط کار، با رفتار تند و تیز رئیس سازمان که با نیت سامان بخشیدن به امور شرکت صورت می‎گیرد، تفاوت قائل شد. رفتار تند مدیر تا زمانی که توهین آمیز نباشد را نمی‌توان به خشونت تعبیر کرد. خشونت در محیط کار ممکن است به دو صورت فیزیکی و یا کلامی صورت گیرد که در زیر به بررسی هر یک از این دو نوع می‎پردازیم.

1-خشونت کلامی در محیط کار

در خشونت‎ها‎ی کلامی، کارمندان در غالب به کار بردن الفاظ ناشایست سعی در تحقیر و سرکوب نمودن همکاران و یا ارباب رجوع دارند. خشونت کلامی شامل انواع تحقیر، تهدید، اهانت و آزار دیگران می‎باشد که احساسات ناخوشایندی را در دیگران ایجاد می‎کند. در اینجا به برخی از مهمترین خشونت‎های کلامی در محیط کار اشاره می‎کنیم:

  • غیبت کردن مداوم
  • سرزنش‌های غیرواقعی
  • بی‌احترامی به دیگران 
  • ناسزا و تحقیر سایرین
  • انتقادهای ناروا و بی مورد
  • سوژه خنده و تمسخر دیگران 
  • کنترل بیش از حد همکاران و یا پرسنل توسط مدیر
  • استفاده از واژه‎ها‎ی رکیک، بالا بردن تن صدا و فریاد زدن

2-خشونت فیزیکی در محیط کار

خشونت فیزیکی به معنای برخورد تن به تن پرسنل شرکت به صورت ضرب و جرح، تیراندازی و یا تحت تعقیب قرار گرفتن می‎باشد. این نوع از خشونت اگر چه تبعات وخیم‎تری برای شرکت و بطور کلی جامعه دارد، اما خوشبختانه موارد کمتری از آن رویت شده است.

روابط خشونت آمیز درمحیط کار

در محیط کار روابط توام با خشونت میان سه دسته رخ می‎دهد. خشونت میان کارمندان با یکدیگر، خشونت و تندی میان مدیر با کارمند و سرانجام خشونت میان کارمندان و ارباب رجوع. در هر یک از این موارد، دلایل خشونت به عوامل مختلفی باز می‎گردد که در زیر به آنها اشاره می‎کنیم.

دلیل  خشونت میان کارمندان

کارمندان یک شرکت گاه خود را به عنوان رقیب یکدیگر تلقی می‎کند و اگر چه باید گفت که رقابت یکی از مولفه‎ها‎ی مهم برای پیشرفت یک سازمان محسوب می‎شود اما گاهی رقابت بدون داشتن روابط دوستانه، موجب بروز رفتارهای غیراخلاقی و برخوردهای تند میان کارمندان می‎شود. حسادت، زیرآب زنی (به اصطلاح عامیانه)، غیبت کردن، سخن چینی و ... عواملی هستند که موجب درگیری میان کارمندان می‎شود. 

دلایل خشونت میان کارمندان و مدیر

گذشته از اینکه یک مدیر باید با اقتدار رفتار نماید و تخطی نمودن کارمندان را به صورت صحیح به آنها گوشزد نماید اما گاهی برخی مدیران از قدرت خود سوء استفاده نموده و نسبت به زیردستان رفتارهای خشونت آمیزی دارند. علت این امر گاهی به شکست‎ها‎ی شرکت، ناکامی‎ها‎ی زندگی شخصی، احساس برتری کردن نسبت به کارمندان، کوچک شمردن شخصیت آنان و ... می‎باشد. 

دلایل خشونت میان کارمندان و ارباب رجوع

وجود ویژگی صبر و تحمل در کارمندانی که به طور مداوم با ارباب رجوع در ارتباط هستند یکی از اصول مهم در هر شرکتی می‎باشد اما گاهی برخی کارمندان از این ویژگی فارغ هستند و در مقابل با ارباب رجوع رفتارهای اهانت آمیزی دارند. علت این امر ممکن است به ارضاء نشدن نیازهای مالی وی در شرکت، وجود مسائل و مشکلات در زندگی شخصی، شنیدن توهین و تندی از ارباب رجوع و ... باشد.

روش‎ها‎ی پیشگیری از خشونت در محیط کار

  1. ایجاد ضوابط و مقرارت ضد خشونت؛ هر شرکتی در هنگام تشکیل باید ضوابط و قوانین خود را تنظیم و به هنگام استخدام پرسنل، آن را در اختیار آنان قرار دهد تا آنها خود را ملزم به رعایت مقررات شرکت بدانند.
  2. برگزاری کلاس‌های آموزشی؛ این کلاس‎ها‎ با هدف آموزش بهترین شیوه رفتاری، راه‎های  گفتگوی صحیح و برقراری ارتباط با دیگران تشکیل می‎شود که تسامح و اخلاق پسندیده را ترویج می‎دهد.
  3. ایجاد کانال ارتباطی میان کارکنان و مدیران؛ زمانی که کارکنان بتوانند به راحتی حرفها و خواسته‎ها‎ی خود را به گوش مدیران برسانند، از میزان خشونت آنها کاسته می‎شود.
  4. ایجاد روابط مبتنی بر همکاری میان کارکنان؛ برقراری ارتباط میان کارکنان از میزان تنش و اختلاف میان آنها می‎کاهد. مدیران باید بتوانند از بزرگ شدن اختلاف میان کارکنان بکاهند و روابط آنها را مدیریت نمایند.
  5. توجه مدیران به خواست‎ها‎ و مشکلات کارکنان؛ گاهی برخی از کارکنان به مسائل و مشکلات خانوادگی دچار می‎شوند که توانایی آنها را برای پذیرش حرفهای مخالف میلشان، کاهش می‎دهد. در اینگونه موارد مدیران باید وارد عرصه شده و به صحبت‎ها‎ی آنها گوش فرا دهند. شاید مدیر نتواند از میزان مشکلات آنها بکاهد اما گوش دادن به صحبت‎های آنها، نوعی دلگرمی است.