مقصود از مدیریت منابع انسانی سیاستها و اقدامات مورد نیازبرای اجرای بخشی از وظیفه مدیریت است که با جنبههایی از فعالیت کارکنان بستگی دارد، به ویژه برای کارمندیابی،آموزش دادن به کارکنان،ارزیابی عملکرد، دادن پاداش و ایجاد محیطی سالم و منصفانه برای کارکنان سازمان.
مدیریت امور کارکنان حوزهای است که به اندازه کل حوزه مدیریت قدمت دارد اما به طور طبیعی دستخوش تغییر و تکامل شده است. نقطه عطف این تغییر و تکامل جایی است که به جای مدیریت کارکنان1 ، مدیریت منابع انسانی2 مطرح میشود. مدیریت منابع انسانی علاوه بر دارا بودن مبانی و مفاهیم مدیریت کارکنان، رویکردهای کلیتر و جدیدتری را در مدیریت نیروی انسانی در نظرمیگیرد.
همانطور که مستحضر هستید مهمترین عنصر هر سازمان سرمایه های انسانی مناسب میباشد، بدیهی است نیل به اهداف سازمان تنها با نیروی انسانی کارآمد امکانپذیر است . طبق نظریات روانشناختی انسانها دارای استعدادها ، توانمندیها و تیپهای شخصیتی متفاوتی بوده ، که در اثر مرور زمان موارد مثبت و منفی در آنها نهادینه شده است. اگر از افراد در جایگاههای مناسب استفاده نگردد مطمئنا اثرات زیانباری را هم برای فرد و هم برای سازمان در بر خواهد داشت . معمولا سازمانها در جذب نیروی انسانی کارآمدی که هم دارای پارامترهای علمی و تجربی لازم باشد و هم از لحاظ شخصیتی مناسب باشد با مشکل مواجه هستند . همچنین سازمانها در حفظ و نگهداری نیروی انسانی حال حاضر خود نیز معضلاتی دارند.با کمی کردن مسائل کیفی نظیر : انطباق تیپ شخصیتی با شغل ، رضایت ، تعهد ، فرسودگی شغلی ، سلامت روان ، تعارض ، تعیین میزان هوش منطقی (IQ) و هوش هیجانی (EQ ) این امکان را برای سازمان ایجاد میکند تا با استفاده از تکنیکهای روانشناسی صنعتی سازمانیاقدام به مراحل زیر نماید : تجزیه تحلیل مشاغل ، تعیین شرح وظایف ،جذب و استخدام ، مدیریت عملکرد ، حقوق و دستمزد ، آموزش ، انگیزش ، حفظ و نگهداری منابع انسانی . پیاده سازی سیستمهای مدیریت منابع انسانی میتواند راهگشای سازمانها در این حوزه بوده و در نهایت به افزایش تولید/ خدمات ، بهره وری و سهم بازار و .... منجر گردد .